تاثیر مهریه بالا بر ازدواج؛ ضامن خوشبختی یا عامل طلاق؟ (بررسی روانشناسی و حقوقی)
این روزها چک کردن قیمت لحظهای سکه، انگار بخشی از عادتهای روزانهمان شده، نه؟ حالا تصور کنید در همین گیرودار تورم و نوسانات عجیب بازار، قرار است زنگِ در برای یک جلسه خواستگاری به صدا درآید. بیایید با هم روراست باشیم؛ آن جلسهای که قرار بود نماد “پیوند دلها” باشد، این روزها بیشتر شبیه به اتاق مذاکرهای پر از ماشینحساب و استرس شده است. دیگر دورانِ ضربالمثل معروف «مهریه را کی داده و کی گرفته» تمام شده و واقعیتهای حقوقی، جای آن شوخی قدیمی را گرفتهاند.
اما سوالی که مثل خوره به جان خیلی از خانوادهها و زوجهای جوان افتاده این است: آیا آن عددِ سنگین داخل عقدنامه، واقعاً “پشتوانه” و ضامن امنیت دختر است؟ یا برعکس، اولین جرقه برای شروع “بیاعتمادی” و نگاه معاملهگرانه در زندگی مشترک؟ آیا مهریه سنگین عشق را تضمین میکند یا فقط ترس را به رابطه تزریق میکند؟
اگر شما هم در این دو راهی گیر کردهاید، جای درستی آمدهاید. در این مقاله نمیخواهیم شعار بدهیم؛ قرار است این شمشیر دو لبه را از غلاف بیرون بکشیم و واقعیت را ببینیم. میخواهیم هم فشارهای روانی که مهریه روی دوش مردان و زنان میگذارد را بررسی کنیم و هم قانون جدید ۱۱۰ سکه را (که خیلیها هنوز به درستی نمیدانند چیست) به زبان ساده باز کنیم. همراه ما باشید تا ببینیم چطور میتوانیم از این چالش سربلند بیرون بیاییم.

چرا خانوادهها هنوز روی مهریههای سنگین پافشاری میکنند؟ (یک نگاه ریشهای)
شاید برایتان پیش آمده باشد که در یک جلسه خواستگاری، بحث بر سر تعداد سکهها بالا بگیرد و با خودتان فکر کنید: “چرا اینقدر سخت میگیرند؟ مگر قرار نیست زندگی با عشق شروع شود؟” واقعیت این است که پشت این اصرار خانوادهها، مخصوصاً خانواده دختر، دلایلی پنهان شده که خیلی وقتها از چشم ما دور میماند. بیایید بدون قضاوت، ریشه این ترسها و سنتها را بررسی کنیم.
۱. ترس از آینده؛ وقتی “مهریه” تنها چتر نجات میشود
بیتعارف بگوییم؛ خیلی از پدر و مادرها شبها با این کابوس میخوابند که “اگر روزی دخترم تنها شد، چه پشتوانهای دارد؟”.
در شرایطی که تورم سر به فلک کشیده و فرصتهای شغلی برای زنان همیشه برابر نیست، مهریه دیگر فقط یک هدیه نیست؛ بلکه نقش یک بیمهنامه اجباری را بازی میکند.
- پشتوانه مالی: خانوادهها نگرانند که دخترشان بعد از سالها زحمت در زندگی مشترک، دست خالی بماند.
- ماجرای ارث: یک واقعیت تلخ حقوقی هم وجود دارد؛ سهم ارث زن از همسرش (یکهشتم) گاهی آنقدر ناچیز است که حتی کفاف یک سرپناه کوچک را هم نمیدهد. به همین دلیل، خیلیها مهریه سنگین را تنها راهی میدانند تا دخترشان در آینده آواره نشود.
۲. چشم و همچشمی؛ مسابقهای که بازنده ندارد!
متأسفانه هنوز هم در بسیاری از محافل، عدد مهریه مثل “قیمت روی کالا” دیده میشود!
- ویترین اجتماعی: بعضیها تصور میکنند هرچه تعداد سکهها بیشتر باشد، یعنی دخترشان “باارزشتر” و “باکلاستر” است.
- رقابت فامیلی: جملاتی مثل “دخترخالهاش هزار سکه مهر کرد، دختر من کمتر باشد؟” بلای جان خیلی از ازدواجها شده است.
- افسانه “کی داده کی گرفته”: این ضربالمثل قدیمی و خطرناک باعث میشود خیلیها بدون فکر کردن به اینکه “این یک بدهی واقعی است”، زیر بار تعهدات میلیاردی بروند.
۳. مهریه به عنوان “اهرم فشار”؛ سلاحی در برابر نابرابری
این بخش شاید مهمترین و تلخترین دلیل باشد. در قوانین فعلی ما، کفه ترازو همیشه به نفع زنان نیست.
- حق طلاق یکطرفه: وقتی حق طلاق بهصورت پیشفرض با مرد است، زن عملاً ابزاری برای دفاع از خود ندارد. خانوادهها مهریه را بالا میگیرند تا اگر روزی کار به جای باریک کشید، زن بتواند با بخشیدن مهریه، آزادیاش (طلاق) را بخرد.
- جبران حقوق از دست رفته: زن با امضای عقدنامه، حقوقی مثل حق اشتغال، سفر و مسکن را به مرد واگذار میکند. در واقع مهریه تلاشی است برای برگرداندن تعادل به این قرارداد نابرابر.
- ترمزِ دستی: خیلیها معتقدند مهریه سنگین مثل یک ترمز عمل میکند و اجازه نمیدهد مرد هر وقت دلش خواست، به راحتی زندگی را به هم بزند و سراغ نفر بعدی برود.
در نهایت، اصرار خانوادهها بر مهریه سنگین شبیه خریدن یک بیمه بسیار گرانقیمت است؛ آنها فکر میکنند با این کار امنیت دخترشان را تضمین میکنند، غافل از اینکه هزینه این بیمه (یعنی فشار روانی روی داماد) ممکن است از همان روز اول، آرامش زندگی مشترک را از بین ببرد.
تاثیر روانی مهریه بالا؛ وقتی عشق زیر سایه سکه گم میشود!
تا به حال فکر کردهاید چرا بعضی از زوجهای جوان که با هزار امید و آرزو زیر یک سقف میروند، خیلی زودتر از چیزی که فکرش را بکنید به بنبست میرسند؟ شاید باورتان نشود، اما خیلی وقتها ریشه این دلسردیها نه خیانت است و نه دعواهای روزمره؛ بلکه همان امضایی است که روز عقد پای یک عدد نجومی گذاشتهاند. مهریه سنگین فقط یک عدد روی کاغذ نیست، بلکه میتواند اتمسفر خانه را به کلی تغییر دهد.
ازدواج یا یک معامله پرسود؟
بیایید روراست باشیم؛ وقتی مهریه از یک هدیه نمادین به یک عدد میلیاردی تبدیل میشود، ناخودآگاه نگاهها تغییر میکند.
- عشق یا تجارت؟ کمکم رابطه “عاشقانه” جای خودش را به یک “معامله تجاری” میدهد. در این فضا، متأسفانه گاهی ارزش زن با تعداد سکهها سنجیده میشود، انگار که شأن و شخصیت او قابل قیمتگذاری است!
- رقابت به جای رفاقت: به جای اینکه زوجین روی “ما شدن” و ساختن آینده تمرکز کنند، ذهنشان درگیر حساب و کتاب و ترس از دست دادن میشود. اینجاست که صمیمیت رنگ میبازد و دو نفر که قرار بود یار هم باشند، تبدیل به رقبای مالی میشوند.
زندگی با طعم اضطراب؛ وقتی داماد “بدهکار” به خانه میرود
تصور کنید مردی هستید که هر شب وقتی به خانه برمیگردید، میدانید به همسرتان بدهیای دارید که شاید تا آخر عمر هم نتوانید پرداخت کنید. این فقط یک بدهی مالی نیست، یک بدهی ذهنی و روانی است.
- احساس ناامنی و فرار: مرد در ناخودآگاهش احساس میکند در تله افتاده یا به نوعی “گروگان” گرفته شده است. همین حس باعث میشود مدام به فکر راه فرار باشد.
- خشونت خاموش: این فشار روانی گاهی به شکل پرخاشگری، سکوتهای طولانی یا سرد شدن روابط عاطفی خودش را نشان میدهد. مردی که زیر بار فشار روانی است، نمیتواند آن همسر حامی و مهربانی باشد که انتظار دارید. گاهی حتی کار به جایی میرسد که مرد با رفتارش کاری میکند تا زن عطای مهریه را به لقایش ببخشد!
📊 آمارها دروغ نمیگویند!
شاید فکر کنید “مهریه بالا باعث میشود مرد بترسد و طلاق ندهد”، اما واقعیت چیز دیگری است. آمارهای دادگاههای خانواده نشان میدهد که اتفاقاً نرخ طلاق در ازدواجهایی با مهریه سنگین، نهتنها کمتر نیست، بلکه گاهی بیشتر هم هست! مهریه سنگین نتوانسته ضامن خوشبختی کسی شود.
(اینجا تصور کنید یک نمودار ساده داریم که نشان میدهد خطِ مهریه بالا و خطِ طلاق چقدر با هم هممسیر هستند)
🎥 نظر کارشناس: بذر بیاعتمادی را نکارید
روانشناسان معتقدند تعیین مهریه سنگین، اولین خشت کج در دیوار اعتماد است. وقتی شما از همان اول سنگ بزرگ برمیدارید، یعنی به طرف مقابلتان و ماندگاری این رابطه شک دارید.
یادتان باشد: مهریه سنگین مثل بستن وزنههای سربی به پای یک شناگر است. شاید فکر کنید این وزنهها او را محکم و ثابت نگه میدارند، اما در واقعیت، نفسش را میگیرند و اجازه نمیدهند از شنا کردن در دریای زندگی لذت ببرد.
واقعیتهای حقوقی؛ آیا مهریه سنگین واقعاً “گرفتنی” است؟ (آنچه وکلا درگوشی میگویند)
خیلی از پدر و مادرها وقتی زیر برگه مهریه هزار سکهای را امضا میکنند، خیالشان راحت است که “حق دخترمان محفوظ است”. اما آیا میدانستید وقتی پای قانون و دادگاه وسط میآید، ماجرا زمین تا آسمان با تصورات ما فرق دارد؟ بیایید با زبان ساده و بدون اصطلاحات پیچیده حقوقی، ببینیم در راهروهای دادگاه خانواده واقعاً چه خبر است. این بخش مخصوصاً برای والدینی که نگران آینده فرزندشان هستند، حیاتی است!
قانون ۱۱۰ سکه؛ مرز باریک آزادی و زندان
حتماً اسم “قانون ۱۱۰ سکه” به گوشتان خورده است. خیلیها به اشتباه فکر میکنند مهریه فقط تا ۱۱۰ سکه است و بقیهاش بخشیده میشود! اما داستان چیز دیگری است:
- خط قرمزِ حبس: قانون میگوید اگر مرد مهریه را ندهد، فقط تا سقف ۱۱۰ سکه میتوان برایش حکم جلب و زندان گرفت.
- مازاد بر ۱۱۰ تا: برای سکههای بیشتر از ۱۱۰ عدد (مثلاً اگر مهریه ۵۰۰ سکه باشد، برای ۳۹۰ تای باقیمانده)، دست شما برای زندانی کردن داماد بسته است! در این حالت، شما فقط در صورتی میتوانید مابقی مهریه را بگیرید که اموال و داراییهای مرد را به دادگاه معرفی و توقیف کنید (مثل خانه دوم، ماشین لوکس، زمین و…). اگر مرد اموالی به نامش نباشد، عملاً دستتان به جایی بند نیست.
عندالمطالبه یا عندالاستطاعه؟ (تلهای که نباید در آن بیفتید)
این دو کلمه عربی سرنوشت مالی دختر شما را تعیین میکنند. جدول زیر را با دقت ببینید تا تفاوت زمین تا آسمان این دو شرط را متوجه شوید:
| ویژگی | مهریه عندالمطالبه (حالت رایج) | مهریه عندالاستطاعه (حالت خاص) |
|---|---|---|
| کی باید پرداخت شود؟ | هر لحظه که زن بخواهد (حتی همین الان!) | فقط وقتی مرد پولدار شد و توانست بپردازد! |
| بار اثبات با کیست؟ | مرد باید ثابت کند “پول ندارم” (اعسار) | زن باید ثابت کند “مرد پول دارد”! |
| زندان دارد؟ | بله (تا سقف ۱۱۰ سکه) | خیر! (تقریباً محال است مرد زندانی شود) |
نکته مهم: خیلی از خانوادهها در رودربایستی، شرط “عندالاستطاعه” را قبول میکنند، غافل از اینکه با این کار عملاً دریافت مهریه را به یک رویای دور و دراز تبدیل کردهاند.
اعسار و قسطبندی؛ واقعیت تلخ “سالی یک سکه!”
حتی اگر مهریه عندالمطالبه باشد و مرد زندانی شود، قانون راه فراری به نام “اعسار” (اعلام ناداری) دارد. اگر مرد در دادگاه ثابت کند که درآمدش کفاف پرداخت یکجای مهریه را نمیدهد (که با قیمتهای فعلی سکه، برای ۹۹٪ مردان همینطور است)، قاضی مهریه را قسطبندی میکند.
- اقساط طولانی: با توجه به قیمت نجومی سکه، دادگاهها معمولاً اقساطی مثل “هر ۱۰ ماه یک سکه” یا حتی طولانیتر تعیین میکنند.
- پروسه فرسایشی: تصور کنید برای گرفتن ۱۰۰ سکه، باید ۱۰۰۰ ماه (حدود ۸۰ سال!) صبر کنید. این پروسه آنقدر خستهکننده و طولانی میشود که خیلی از خانمها عطای مهریه را به لقایش میبخشند تا فقط زودتر طلاق بگیرند و خلاص شوند.
خلاصه کلام: مهریه سنگین بدون پشتوانه ملکی یا مالیِ نقد، مثل داشتن یک چک میلیاردی در دست است که حساب صاحبش خالیست! قانون فقط به اندازه “توان پرداخت” مرد به شما پول میدهد، نه به اندازه عددی که روی کاغذ نوشتهاید.
وقتی دامادها فرار میکنند! چرا مهریه بالا، پسران را مجرد نگه داشته؟
شاید در اطرافتان پسرهای زیادی را دیده باشید که با وجود داشتن شغل و شرایط مناسب، وقتی صحبت از ازدواج میشود، طفره میروند یا رنگ رخسارشان میپرد! دلیلش همیشه نبودن “کیس مناسب” نیست؛ گاهی اوقات یک غول بزرگ نامرئی به نام “مهریه سنگین” در ذهن آنها خانه کرده است. این سکههای طلایی، ناخواسته ترمزی شدهاند برای تشکیل خانوادههای جدید. بیایید ببینیم این ترس از کجا میآید و چه بر سر معیارهای ازدواج آورده است.
ترس از تعهد یا ترس از “حبس ابد”؟
برای بسیاری از پسران امروزی، امضای پای سند ازدواج با مهریه سنگین، شبیه امضای حکم یک بدهی مادامالعمر است.
- سایه سنگین زندان و دادگاه: اخبار زندانیان مهریه و دیدن مردهایی که سالهاست درگیر راهروهای دادگاه هستند، باعث شده خیلی از جوانان عطای ازدواج را به لقایش ببخشند. آنها با خود میگویند: “چرا باید با دست خودم وارد یک قرارداد شوم که پایانش ممکن است میلههای زندان یا قسطبندی تا آخر عمر باشد؟”
- احساس ناامنی و بردگی: وقتی عددی در عقدنامه نوشته میشود که پرداختش حتی در رویا هم ممکن نیست، مرد ناخودآگاه حس میکند در تله افتاده است. این احساس “گروگان گرفته شدن” باعث میشود خیلیها ترجیح دهند مجرد بمانند یا به سراغ سبکهای زندگی غیررسمی (مثل ازدواج سفید) بروند که در آن خبری از تعهدات مالی سنگین نیست.
تغییر زمین بازی: وقتی “پول پدر” مهمتر از “اخلاق پسر” میشود
متأسفانه مهریه سنگین، قطبنمای انتخاب همسر را هم به هم ریخته است.
- از تفاهم به تجارت: روزگاری قرار بود ازدواج پیوند دو قلب باشد، اما حالا در بسیاری از مراسمهای خواستگاری، ماشینحسابها زودتر از قلبها به کار میافتند! معیارها از “تفاهم، اخلاق و عشق” به سمت “توانایی مالی خانواده داماد” چرخیده است.
- رقابت پوچ: خیلی وقتها خانوادهها فراموش میکنند که قرار است دو جوان با هم زندگی کنند، نه اینکه با هم معامله کنند. اصرار بر مهریههایی معادل قیمت یک پنتهاوس در شمال شهر، نشان میدهد که ازدواج از یک سنت مقدس، به یک کالای لوکس و ویترینی برای پز دادن به فامیل تبدیل شده است.
خلاصه اینکه: مهریه سنگین برای پسران جوان مثل یک سد بتنی جلوی رودخانه زندگی است؛ به جای اینکه اجازه دهد آب جریان پیدا کند و زندگی بسازد، یا آن را خشک میکند (تجرد قطعی) یا مجبورش میکند از راههای انحرافی و غیرامن مسیرش را پیدا کند.
راهکار چیست؟ جایگزینهای مدرن و هوشمندانه برای مهریه سنگین
حالا که فهمیدیم مهریه سنگین نه ضامن خوشبختی است و نه حتی در روز مبادا به سادگی نقد میشود، سوال اصلی اینجاست: «پس چه کار کنیم؟ دخترمان را بدون هیچ پشتوانهای بفرستیم خانه بخت؟»
جواب قطعاً «نه» است. ما نمیگوییم دست خالی باشید، بلکه میگوییم به جای یک “چک بیمحل” (مهریه سنگین)، به دنبال “نقدینگی واقعی” باشید. بیایید با جایگزینهای مدرن که هم شأن دختر را حفظ میکند و هم پسر را فراری نمیدهد، آشنا شویم.
۱. شروط ضمن عقد؛ کلیدهایی که از طلا باارزشترند
در قانون ما، مرد با امضای سند ازدواج حقوقی به دست میآورد که زن به صورت پیشفرض فاقد آنهاست (مثل حق طلاق یا خروج از کشور). هوشمندانهترین کار این است که به جای چانه زدن سرِ ۵۰۰ یا ۱۰۰۰ سکه، این حقوق را به تعادل برسانید. اینها ابزارهای واقعی قدرت هستند:
- حق طلاق (وکالت در طلاق): این مهمترین شرط است. یعنی اگر زندگی به بنبست رسید، زن برای جدا شدن نیازی ندارد سالها در دادگاه بدود یا مهریهاش را ببخشد تا طلاق بگیرد.
- حق تحصیل و اشتغال: شاید باورتان نشود، اما طبق قانون مرد میتواند مانع کار یا تحصیل همسرش شود! گرفتن این حق، تضمین کننده استقلال و پیشرفت زن است.
- حق خروج از کشور: برای اینکه برای یک سفر زیارتی یا تفریحی نیازمند “اجازه محضری” شوهر نباشید، این شرط حیاتی است.
- حق تصنیف دارایی: شرطی که میگوید هر چه بعد از ازدواج به دست آوردیم، نصف-نصف! این خیلی عادلانهتر از مهریهای است که معلوم نیست کی داده میشود.
۲. مهریههای معنوی و اجتماعی؛ زیباست اما کافی نیست!
حتماً شنیدهاید که برخی مهریهشان را “یک شاخه گل رز”، “حفظ کل قرآن” یا “کاشت ۱۰۰ درخت” قرار میدهند.
- جنبه مثبت: این مهریهها بسیار رمانتیک هستند و نشاندهنده عمق علاقه و عدم مادیگرایی زوجیناند.
- واقعیت تلخ: بیایید تعارف را کنار بگذاریم؛ در جامعهای که زنان هنوز از نظر اقتصادی کاملاً مستقل نیستند و حمایتهای اجتماعی قوی وجود ندارد، مهریه معنوی “پشتوانه مالی” محسوب نمیشود. اگر خدای نکرده طلاقی رخ دهد، “یک شاخه گل” نمیتواند هزینه اجاره خانه یا زندگی زن را تأمین کند. پس این موارد بهتر است در کنار یک پشتوانه منطقی باشند، نه به عنوان تنها مهریه.
۳. فرمول پیشنهادی: «پکیج منطقی» (برنده-برنده)
اگر میخواهید نه سیخ بسوزد و نه کباب، و جلسه خواستگاری به میدان جنگ تبدیل نشود، این فرمول را پیشنهاد میکنیم:
پکیج توافق پایدار = (مهریه اقتصادی معقول) + (شروط ضمن عقد کامل)
- تعداد سکه: عددی را انتخاب کنید که “عندالاستطاعه” نباشد و مرد واقعاً توان پرداختش را در یک بازه زمانی معقول داشته باشد (مثلاً ۱۴ تا ۱۱۰ سکه بسته به وسع داماد).
- شروط: در عوضِ کم کردن تعداد سکهها، تمام شروط ۱۲ گانه ضمن عقد (حق طلاق، مسکن، تحصیل و…) را به صورت رسمی و محضری دریافت کنید.
نتیجه: با این روش، داماد زیر بار بدهی میلیاردی که باعث وحشت و فرار او شود نمیرود، و عروس خانم هم به جای یک عدد خیالی روی کاغذ، حقوقی دارد که به او “برابری”، “احترام” و “استقلال” میدهد. این یعنی شروع یک زندگی بر پایه واقعیت، نه رویا
جمعبندی؛ سکههای خوشبختی یا زنجیرهای طلا؟
تا اینجا با هم دیدیم که مهریه بالا، آن غول چراغ جادویی که خیلیها فکر میکنند، نیست. آمارها و تجربهها فریاد میزنند که هیچ سکهای نمیتواند ضامن لبخند روی لبهای دخترتان باشد. بله، مهریه حق مسلم زن است و در روزگاری که حمایتهای اجتماعی قوی وجود ندارد، باید پشتوانهای برای آینده باشد؛ اما وقتی این پشتوانه تبدیل به یک “بدهی ترسناک” برای مرد میشود، عشق و آرامش اولین قربانیان ماجرا هستند.
توصیه خواهرانه/برادرانه ما به همه خانوادهها این است: بیایید در جلسه خواستگاری، به جای اینکه چرتکه بیندازید و سرِ تعداد سکه چانه بزنید، وقتتان را صرف شناخت کنید. ببینید آیا این پسر “مرد زندگی” است؟ آیا اخلاق، مسئولیتپذیری و سلامت روان دارد؟ باور کنید یک مرد مسئولیتپذیر با ۱۴ سکه هم خوشبختی میآورد، اما هزاران سکه هم نمیتواند اخلاق بد را درمان کند.
امنیت واقعی دختر شما در «شروط ضمن عقد» و «انتخاب درست» است، نه در اعداد نجومی روی کاغذ که شاید هرگز نقد نشوند. بیایید ازدواج را از یک معامله تجاری، دوباره به یک پیوند عاشقانه تبدیل کنیم.
سوالات متداول (FAQ)
شاید هنوز چند سوال مهم گوشه ذهنتان باقی مانده باشد. اینجا به پرتکرارترین سوالاتی که خانوادهها و زوجها در گوگل جستجو میکنند یا در جلسات مشاوره میپرسند، خیلی ساده و شفاف پاسخ دادهایم:
۱. آیا مهریه بالای ۱۱۰ سکه زندان دارد؟
خیر، خیالتان (یا نگرانیتان) راحت! طبق قانون حمایت از خانواده، ضمانت اجرایی “جلب و زندان” فقط تا سقف ۱۱۰ سکه وجود دارد. اگر مهریه بیشتر از این مقدار باشد، برای دریافت مازاد آن، زن باید بتواند اموال و داراییهای مرد (مثل ملک یا خودروی مازاد بر نیاز) را به دادگاه معرفی و توقیف کند. اگر مرد اموالی نداشته باشد، برای آن تعداد اضافه به زندان نمیرود.
۲. آیا میتوان بعد از عقد اقساط مهریه را تغییر داد؟
بله، قانون دست طرفین را باز گذاشته است. با توجه به نوسانات شدید بازار سکه، اگر قیمتها ناگهان بالا برود و مرد توان پرداخت قسط قبلی را نداشته باشد، میتواند دادخواست «تعدیل اقساط» بدهد تا قسطها کمتر شود. برعکس این ماجرا هم صادق است؛ اگر وضع مالی مرد ناگهان خوب شود، زن میتواند درخواست کند که اقساط بیشتر شوند.
۳. بهترین جایگزین مهریه برای تامین امنیت زن چیست؟
اگر به دنبال امنیت واقعی هستید، روی «شروط ۱۲ گانه ضمن عقد» تمرکز کنید. گرفتن حقوقی مثل «وکالت در طلاق»، «حق اشتغال»، «حق تحصیل» و «حق خروج از کشور» به صورت محضری و رسمی، ابزارهای قدرتمندی هستند که به زن استقلال و برابری میدهند. این شروط در روز مبادا بسیار کارآمدتر از سکههایی هستند که نقد کردنشان سالها طول میکشد.
۴. آیا مهریه سنگین مانع طلاق مرد میشود؟
متاسفانه تجربه و آمار چیز دیگری میگویند. مهریه سنگین نمیتواند عشق را به زور نگه دارد. در بسیاری از موارد، مهریه بالا فقط باعث میشود مردی که قصد جدایی دارد، به جای طلاق توافقی، رو به لجبازی و فشارهای روانی بیاورد تا زن را خسته کند و به اصطلاح به نقطه «مهرم حلال، جانم آزاد» برساند. پس مهریه سنگین ضامن بقای زندگی نیست.
دیدگاهتان را بنویسید