پنج حقیقت شگفتانگیز درباره «تلههای زندگی» شما که یک آزمون روانشناسی آشکار میکند
مقدمه: قلاب اولیه
آیا تا به حال احساس کردهاید که در روابط خود یک الگوی تکراری و اشتباه را دنبال میکنید؟ یا با وجود برنامهریزیهای دقیق، همیشه در انجام کارها سستی میکنید؟ شاید بارها از خود پرسیدهاید که چرا برخی مشکلات، فارغ از تلاشی که میکنید، مدام در زندگی شما تکرار میشوند.
ریشه این مسائل ممکن است در الگوهای پنهانی به نام «طرحوارههای ناسازگار» یا «تلههای زندگی» باشد که در دوران کودکی شکل گرفتهاند. خبر خوب این است که یک ابزار قدرتمند برای شناسایی این الگوها وجود دارد.
بخش ۱: ریشه مشکلات شما در کودکی است، نه در شخصیت شما
۱. بسیاری از مشکلات بزرگسالی شما، ریشه در نیازهای برآوردهنشده کودکی دارند.
بر اساس نظریه جفری یانگ، مبدع طرحوارهدرمانی، بسیاری از الگوهای رفتاری ناکارآمد شما نقص شخصیتی نیستند، بلکه واکنشی طبیعی به برآورده نشدن نیازهای هیجانی اساسی در دوران کودکی شما هستند. این نیازهای اصلی عبارتند از: دلبستگی ایمن، خودگردانی، هویت، آزادی در بیان نیازها و هیجانها، خودانگیختگی و تفریح، و محدودیتهای واقعبینانه.
این یک ایده رهاییبخش است، زیرا تمرکز را از سرزنش خود به سمت شفقت و تحلیل ریشهای مشکلات تغییر میدهد. شما «آدم مشکلداری» نیستید؛ بلکه در گذشته نیازهایی داشتهاید که به درستی پاسخ داده نشدهاند.
طرحوارههای ناسازگار اولیه باورهایی هستند که افراد درباره خود، دیگران و محیط دارند و به طور معمول از ارضاء نشدن نیازهای اولیه به خصوص نیازهای هیجانی در دوران کودکی سرچشمه میگیرند.
بخش ۲: تلههایی که زندگی شما را ناآگاهانه کنترل میکنند
۲. این «تلهها» به صورت ناخودآگاه تمام تصمیمات شما را کنترل میکنند.
طرحوارهها مانند «تلههای شخصیتی» عمل میکنند که مهمترین انتخابها، رفتارها و احساسات شما را بدون آنکه آگاه باشید، تحت تأثیر قرار میده دهند. این باورهای ریشهای تعیین میکنند که شما به چه افرادی جذب شوید، در موقعیتهای مختلف چه واکنشی نشان دهید و چه احساسی نسبت به خودتان داشته باشید.
نمونههای مشخصی از عملکرد این تلهها عبارتند از: رفتن سراغ افراد نادرست در زندگی، حواسپرتیهای مداوم، فراموشیهای مکرر و برنامهریزیهایی که هرگز به عمل نمیرسند. این ایده که شاید آنقدرها هم که فکر میکنیم بر انتخابهایمان کنترل نداریم، تکاندهنده است و قدرت آگاه شدن از ناخودآگاه را به ما نشان میدهد.
بخش ۳: یک آزمون چند دقیقهای میتواند نقشه راه زندگی شما را ترسیم کند
۳. شناسایی این الگوهای ریشهای سادهتر از آن چیزی است که فکر میکنید.
ابزار اصلی برای شناسایی این تلهها، «تست طرحواره» است. این آزمون که توسط جفری یانگ طراحی شده، در چندین فرم معتبر و بینالمللی وجود دارد. نسخههای جامع بالینی آن (مانند فرم ۲۳۲ سؤالی) برای تشخیصهای دقیق تخصصی به کار میروند، در حالی که فرمهای کوتاهتر (مانند نسخههای ۷۵ یا ۹۰ سؤالی) به شما اجازه میدهند تنها در چند دقیقه به یک نقطه شروع قدرتمند برای خودشناسی برسید و سرمنشأ چالشهای اساسی خود را پیدا کنید.
این نکته بسیار کلیدی است که «برای داشتن یک درمان خوب، ابتدا یک تشخیص درست نیاز است». با شناسایی دقیق طرحوارهها، اولین و مهمترین قدم را برای حل ریشهای آنها برداشتهاید.
بخش ۴: این آزمون فقط برای درمان نیست، بلکه ابزاری برای خودشناسی است
۴. کاربرد این آزمون فراتر از اتاق درمان است.
اگرچه تست طرحواره ابزاری حیاتی در رواندرمانی است، اما کاربرد آن بسیار گستردهتر است و میتواند به عنوان یک نقشه راه برای رشد شخصی و تصمیمگیریهای بهتر در زندگی به کار رود. از جمله کاربردهای آن میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
• خودشناسی و بررسی الگوهای ناکارآمد در زندگی
• مشاوره پیش از ازدواج
• مشاوره شغلی
• مشاوره تحصیلی
• مطالعات و پژوهش های علمی
این نگاه، آزمون طرحواره را از یک ابزار صرفاً بالینی برای حل مشکل، به یک نقشه راه پیشگیرانه تبدیل میکند. به عنوان مثال، در مشاوره پیش از ازدواج، شناخت تلههای زندگی طرفین میتواند به آنها کمک کند تا پیش از آنکه الگوهای ناکارآمدشان به تعارضهای جدی منجر شود، آگاهانه برای ساختن یک رابطه سالمتر تلاش کنند.
بخش ۵: در این آزمون هیچ پاسخ «صحیحی» وجود ندارد
۵. در این آزمون، جواب درست یا غلط وجود ندارد؛ فقط حقیقت شما مهم است.
در این آزمون، از شما خواسته میشود هر عبارت را بر اساس یک مقیاس ۶ درجهای ارزیابی کنید. اما مهمترین دستورالعمل این است: «هرگز به دنبال جواب صحیح نباشید؛ چراکه جواب صحیحی در کار نیست!».
این دستورالعمل بینهایت مهم است، زیرا شما را تشویق میکند که به جای تلاش برای ارائه پاسخ «درست» یا مورد انتظار، با خودتان صادق باشید. این آزمون یک مکالمه درونی است. اگر در مورد پاسخی مطمئن نیستید، راهنمایی ساده است: «نزدیک ترین جواب به حس خود را انتخاب کنید». پاسخ شما، حقیقت منحصر به فرد شماست و این تمام آن چیزی است که اهمیت دارد.
نتیجهگیری: گام اول برای رهایی
شناختن الگوهای پنهان و «تلههای زندگی» که ناآگاهانه رفتارها و تصمیمات ما را هدایت میکنند، اولین و حیاتیترین گام برای رهایی از چرخههای تکراری و منفی است. این آزمون به شما نشان میدهد که مشکلات شما از کجا سرچشمه میگیرند و به شما قدرتی میدهد تا کنترل زندگی خود را به شیوهای آگاهانهتر به دست بگیرید.
اکنون که از وجود این تلهها آگاه شدید، اولین قدم شما برای شناخت و خلع سلاح کدام الگوی تکراری در زندگیتان خواهد بود؟